
این روزها اگر زندگی دانشجویی امان بدهد، در وقتهای خالی و نیمهخالی، روی میآورم به خواندن آیشمن در اورشلیم. خیلی وقت بود قصد کرده بودم بخوانمش اما چون هیچوقت تاریخیخوان نبودم و شیوهی نوشتاریاش هم ابتدا برایم گنگ بود، کند میخواندم و کم پیگیر بودم. بعد رفتم در کارگاهی شرکت کردم و اطلاعات پایین تاریخیام مثل سیلی خورد توی صورتم و گفتم: "چَمان به خودت بیا، باید تاریخ یاد بگیری، یعنی که چی این همه فراریای ازش؟"وفتی به خانه برگشتم، چسبیدم به خواندنش، قبل خواب، بین درسها و بعد از بیداری. عجیب بود و مو به ...
ادامه مطلب